بوسه
گلی ست روی لب سرخ ناگهان ، بوسه
تصوری ست معطردراین میان بوسه
گلی که تازه به دوران رسیده است وشده
به روی شاخه ی لب هات میهمان ، بوسه
نوشته روی لبم ؛ " تشنه ام " ، تواما این
نوشته ی غلط انداز را بخوان ؛ " بوسه "
جسورباش ودراین متن تازه خوش بدرخش
تونقش اولی ونام داستان ؛ بوسه
برای لذت یک گفتگوی طولانی
به جای چای بیاوردواستکان بوسه
خدابه خاطر دشت سفیدصورت تو
بعید نیست بباردازآسمان ، بوسه
فریضه ای ست که باید ادا شود ، هربار
به قصدقربت وباهرچه درتوان ، بوسه !
برای عرض ارادت به ساحت لب توست
لبی که می رسد از راه با همان بوسه
هدف اشاعه ی احساس دوست داشتن است
لبی که گفت : چنین است یا چنان ، بوسه
